تبلیغات
بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده... - به یاد پدر بزرگ

با تو، باران بهاری‏ ام را پایانی نبود و بی‏ تو، پرنده‏ ای آشیان گم‏ کرده در جاده‏های پاییزم
تو که بودی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏ کرد
آجر به آجر، ساخته می‏ شدم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏ آورد
بی‏ تو، بن‏ بستی می‏ شوم در هزار توی رنج‏های خویش
بی‏ تو، شکوه جهان، ویرانه‏ ای است مسکوت و بی‏ هیاهو
می ‏ستایمت که رونق کوچه‏ های سردسیر وجودم بودی؛ آن‏چنان که آفتاب، رگ‏های سپید قطب را

 



تاریخ : چهارشنبه 1393/03/14 | 19:11 | نویسنده : یاس | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.